|
دانشجوي صنايع تبريز هدفم...
| ||
|
وای خدا عاشقتم........
خیلی خوشحالم الان از خوشحالی در پوست خود نمی گنجم وبلاگمون تو کشور اول شد! هورااااا انقدر شینگولم که یادم رفت امتحانم رو خراب کردم امروز امتحان داشتم سر جلسه نشسته بودیم تا برگه هارو بدن یهو دبیر پرورشیمون رفت نفسو بغل کرد همش بوس بوس یهو دیدم اومد پرید بغل من عین این آدمای متعجب داشتم هاجو واج نگاش میکردم آخه امتحانمون خیلی سخت بود قبلش از استرس داشتیم میمردیم کار نفس خیلی تعجب بر انگیز بود گفت وبلاگمون اول شده بعد من جیغ زدم پریدم بغل اون معلممون انقدر خوشحال بود از ما بد تر بود سر امتحان از خوشحالی شکه شده بودم هیچی یادم نمی اومد کاش ۱۰ بشم خیلی داغون دادم جهنم فوقش تابستون میرم بی کارم یه امتحانی هم میزنم تو رگ دیشب استرس داشتم شده بودم رنگ زرد چوبه بابام میگه چیزی نیست فوقش میوفتی میری امتحان میدی دوباره افتادی دوباره امتحان میدی چیزی نیس !!! خیلی بابام شیرینه تو دانشگاه یه کارایی میکرده ... مامانم میشسته عین چی درس میخونده بابام شب امتحان میرفته صفا خوشم میاد ! اونجوری خوبه چیه آدم خودشو واسه درس بکشه ولی کاش ۱۰ بشم حوصله ندارم دوباره اون مزخرفاتو بخونم آلله بو هندسه چیخادانا لعنت ... [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 11:8 ] [ رز ]
وای بار الاهی امسال چرا این مدلیه من چرا این جوری شدم به قدری استرس دارم می ترسم به کنکور نرسم مخصوصا ۲ هفتست که دیگه رسما داغونم شبا نیم ساعت نیم ساعت از خواب می پرم عین جغد این ور اون ورو نگا می کنم خیلی وحشتناکه همش کابوس میبینم از امتحانا خیلی یبشتر از کنکور میترسم اصلا آروم نمیشم نمیدونم چی کار کنم از شدت استرس یا دستم خشک میشه یا خون دماغ می شم میترسم جوون مرگ شم عین دیوونه ها شدم دارم نهار میخورم یهو بلند میشم کتاب میگیریم دستم هیچی هم نمیفهمما ولی ... وایییییییییی چیکار کنم اوضاع روحیم خیلی داغونه از اول عید دوتا از فامیلامون فوت کردن دیگه داریم منقرض میشیم ... خدایا نکن این کارارو با من من ظرفیتم خیلی پایینه حالا همه ی اتفاقای بد باید سالی اتفاق بیوفته که من کنکور دارم وای برم درس بخونم خدا به دادم برسه
[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:21 ] [ رز ]
روزهای سختی رو دارم پشت سر میزارم ای کاش ثمره ای داشته باشه ...
فعلا فقط تحمل می کنم ولی دیگه توانم داره کم میشه کاش این روزها زودتر تموم بشه . البته به خوبی تموم بشه جدیدا حس میکنم هیچ آرزویی ندارم چیزایی که یه مدتی خیلی دوس داشتم که بهشون برسم بزرگترین آرزوهام این روزها هیچ کمکی به روحیم نمیکنه . شاید خیلیا دوس داشتن تو موقعیت من می بودن ولی در حال حاضر نسبت به هیچی هیچ حسی ندارم. شاید بعدها به این روزها بخندم ولی الان خیلی دلم گرفته . [ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 8:4 ] [ رز ]
بازم بوی بهار میاد خوبه دوسش دارم ولی امتحانارو دوس ندارم یعنی تا پارسال دوس داشتم ولی امسال خیلی بده وقتی یه روز از صبح تا شب وقت میزارم درس می خونم بعد امتحانم رو خراب می کنم خیلی دپسرده میشم...
[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 12:1 ] [ رز ]
[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 10:15 ] [ رز ]
سلا م سلام حالا شرح اين چند
از دو شنبه تعطيل شديم سه شنبه رو عين آدم تصميم داشتم درس بخونم هي خوندم بد نبود اگه اون 4 شنبه سوري كزايي نبود بهترم مي شد بعد شد 4 شنبه از اونجايي كه شبش قهر بودم منو صب بيدار نكردن نماز كه خوندم خوابيدم تا همه برن سر كار من پاشم صبونه بخورم و كارام رو انجام بدم خوابيدم يهو ساعت 8.30 ديدم تلفن زنگ ميزنه خيلي بد از خواب پريدم همينجوري منگ بودم داشتم دنبال تلفن مي گشتم تو كمد زير تخت تو يخچال! خيلي بد بلند شدم اصلا تو خودم نبودم تا اينكه قطع شد تازه فهميدم از مدرسه بوده با بچه ها قرار گذاشته بوديم اگه زنگ زدن بر نداريم آقا مگه اين نجار دست از سر من بر ميداشت 60 بار زنگ زد آخرش اعصابم خورد كرد تلفن رو گذاشته بودم زير بالش صداش در نياد ... كلا 4 شنبه فيلم 30 نمايي شده بودم.... بعدش ظهر شد رفتم عين دختراي خوب نهار درس كردم (دس پختم خيلي محشره ) بعدش سالاد درس كردم از حياط سبزي چيدم گلارم آب دادم سفررم چيدم خونه هم عين دسته گل (اصلا قصد منت كشي نداشتما) هويجوري چون خونه بودم مامي هم از سر كار ميومد خسته بود به خاطر همين مامانم اومد گفت وا نهار درس كردي دست درد نكنه (همين من بي نوا 6 ساعت پاي گاز 7 ساعتم داشتم سبزي مي چيدم (ميترسيدم توش علف ملف باشه ) آخر دست درد نكنه خدايي خستگيم در اومد ولي خواهرم با اينكه با من لجه ولي اومد خونه گفت خيلي بوي خوبي مياد تو درس كردي منم ذوق زده كه چه عجب يه نفر منو آدم حساب كرد ... خلاصه يكم آشتي بوديم من يذره نشسته بودم فيلم تماشا كنم مامانم گفت پاشو از صب كه اصلا درس نخوندي منم آمپر چسبونده بودم ديگه قاطي كردم دوباره قهر شديم (به همين سادگي به همين خوشمزگي پودر كيك رشد ) يه 200-300 تا تستيدم بعدش خوابيدم ساعت 4 خوابيدم 7.30 از خواب پا شدم تابستون تو كل شبانه روز 3-4 ساعت بيشتر نمي خوابيدم الان عين مرغ فقط مي خوابم اصلا جادو شده درس خوندنم كتاب ميبينم (مخصوصا كتاب تست ) انگار لالايي گوش ميدم همه چي چپس ديگه ... از خواب بيدار شدم اين خروس بي محل زنگ زده سايه ي همديگرو با تير ميزنيما مي خواد منو حرص بده (پسر خالم – سوم دبيرستانه) ميگه واي فكر كنم تو خواب و خوراك نداري فقط درس ميخوني من درساي پيش 1 رو تموم كردم پايه رو هم تابستون دو دور خوندم حالا ديفرانسيلتو بيار من اشكال بپرسم دلم مي خواست از پشت تلفن بزنم فك مكشو بيارم پايين گفتم واي پشت خطي دارم بعدا بهت زنگ ميزنم منم پيچوندمش در حد چي آدم خر خون ديدما ولي اين يكي ديگه نو بره روزي 20 ساعت درس ميخونه قيافش شده شبيه نيوتن ... مي خواست جهشي بخونه خيلي بي چاره عذاب مي كشيد يه دختر ازش بزرگتره ولي نشد حالا مي خواد منو بزنه جلو اصلا مهم نيست من اصلا اونو حساب نمي كنم هر كاري دوس داره انجام بده آخرش ترورش ميكنن از دستش راحت مي شيم ... روز [ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 17:58 ] [ رز ]
امروز خیلی بد بود از صبح داشتم خودم رو گول میزدم که نه دلم به هیچ کس تنگ نشده تنهایی خیلی بهتره میتونم کلی تست بزنم خودم باشم و خودم ولی نشد ساعت ۶ به بعد به این نتیجه رسیدم که دنیا برای من یکی خیلی سخت گرفته یکم مونده بود بزنم زیر گریه با این که ظاهرم رو حفظ می کردم و خودم رو بی تفاوت نشون میدادم بغزم در شرف شکستن بود همه زنگ میزدن می گفتن آخه ی شما تنهایید کاش میومدید همه می گفتن جاتون خالی کلی خوش می گذره این دفعه جدی جدی دپسرده شده بودم
خیلی روز سختی بود خیلی احساس تنهایی کردم میدونم همه مثل من بودن ولی هیچ کس چیزی نمی گفت چون میدونست اون یکی حالش بد تره همیشه با خودم می گفتم غربت کدومه هیچ فرقی نداره ولی امروز فهمیدم خیلی سخته دیگه اشک مجالم نمیده دیگه نمیتونم بنویسم امشب بدترین ۴ شنبه ی سالم بود ... [ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 20:34 ] [ رز ]
سلاملکم
اوری بادی حال شما احوال شما ها ایز اوری سینگ خوش می گذره چه ها می کنید توت منی یکی ندونه فکر میکنه کرورو کرور آدم میاد اینجا یکی خودمم اون یکی هم دختره مامانم در هر حال اصلا دلم خواسته با خودم حرف بزنم به کسی چه؟ ها ؟ دیروز یه چیز دیدم خیلی ناراحت شدم بعد گفتم به درک اصلا مهم نیس عشقم میکشه همینجوری شاد باشم الکی چی میشه مگه دوووووس دارم ... مشکل مسافرت رفتنم الحدلله حل شد پس از رایزنی های فراوان البته اگه آقای پدر جو گیر نشه حرفای منو یادش بره ... عید که اینجا تشریف داریم ایشالا همه ی کنکوری ها اعم از خر خون خر نخون بی خیال خودی نخودی و غیر خودی کنکور قبول شن به امید از خدا ... منم ایشالا هر چی خدا بخواهد دیگه کامپیوترم قاط زده در حد ووندسلیگا تو مایه های لالیگا باید ویندوزش رو عوض کنم اینو گفتم اگه دوستان یهو نمایش آی پی مخفی داشتن من یه هو آی پیم عوض شد زیاد شکه نشن خودمم بابا ... این عروسکای این غیر فعاله میتونید خودتون تصور کنید چه شلکیم الان ... به دختره گفتم فیلم واسم بریز تو کول دیسک نصفشو ریخته نصفش نیست بابام میگه باید جاهای حساس فیلم رو خودت تجسم کنی ... دختره دیگه آخه الان با هم قهریم اسمشو نمیارم یه وقت جو نگیردش ۲ ماه دیگه قدرمو میدونه اکشال نداره انگار نه انگار من فردا از اول ترم ۲ تا میرزای کلهر امتحان دارم اصلا خدایی شدم علی بی غم بی خیال بی خیال من عیدو دوس ندارم به خاطره همین خاله بازی هاش یعنی چی مثلا صب میری خونه یکی بعد همونا دوباره شب میان خونه شما بی کارنا بابام میگه تو اجتماعی نیستی هی بدم نمیگه از جاهای شلوغ خوشم نمیاد ترجیح میدم خونه بمونم همیشه منو با التماس و هزارتا وعده وعید میبرن مسافرت این دفه بعد کنکور آزاد می خوایم بریم مکه من اولین بارمه ولی بابام ۴ رمین بارشه مامی دومین بارشه یه جوریه هم خوشحالم هم ... سخته میترسم اعمالش خیلی سخته وحشتناکه وقتی محرم میشی نباید آینه نگا کنی من خفه می شم آینه نبینم یا ادکلون نباید استفاده کنی قسم نخوری به بابا میگم فکر کنم از مکه بر گشتیم باید یه گله گوسفن قربونی کنیم من واقعا نمیتونم ایشالا خدا کمک حالمون باشه وای سر تا پا باید سفید بپوشی خیلی شیرینه خوبه پسر نشدم موهامو کوتا کنم موهام به جونم وصله یه سانت کوتا شه جونم در میره خب زیاد حرف زدم بای... [ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 17:37 ] [ رز ]
گوزلرین دولسا بیر گون بیلکی سنه فیکیرلشیرم. قلبین یانارسا بیر گون بیلکی من آغلایرام. بیر گون ایچیندن آغلاماق گلرسه بیلکی من یاشامیرام [ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 19:20 ] [ رز ]
Heyati sevirem cunki sen
varsan, seni sevirem cunki sen heyatimsan
[ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 16:6 ] [ رز ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||